الشيخ محمد الصادقي الطهراني

132

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

فخر رازى « 1 » نيز معنى فوق را تقويت نموده و پس از ذكر هر دو معنى گويد : اين سخن كه : ادحى النعامة موضعه الذى يكون فيه . أى بسط و ازالت ما فيه من حصى حتى يتمهد له . . . و اين گواهى است روشن بر اينكه معنى دحو به كندن و پهن كردن و آماده ساختن براى سكونت پايان مىيابد . در هر صورت آيات مربوطه و نص كتب لغت بهترين گواه معنى دحو است كه انداختن و حركت دادن است ، و چنان كه گفتيم زمين در اثر حركت شديد خود داراى تمامى مراتب وسعت و قابليت سكونت و آب و گياه و . . . گرديد . پيرامون دحو الأرض احاديثى نيز از پيغمبر ( ص ) و ائمه ( ع ) نقل شده كه غالبا دحو را تفسير به نتيجهء معنى لغوى آن يعنى پهن كردن نموده‌اند و اين منافات با معنى اصلى آن ندارد . بخصوص در صدر اسلام كه چنانچه پيغمبر ( ص ) و يا يكى از ائمه ( ع ) دربارهء حركت زمين سخنى صريح به ميان ميآوردند ، از لحاظ آنكه بر خلاف حس عمومى مردم بود به سختى مورد انكار واقع ميشده و چه بسا موجب انحراف آنها و تكذيب مقام رسالت و اصل ديانت مىگشته است . پس بناچار اين حقيقت را بزبانى ديگر كه مشتمل بر نتيجهء آنست اظهار نموده اند و نمونهء اين گونه بيانات در مطالب آيندهء كتاب نيز خواهد آمد . بنابرآنچه گذشت آيهء فوق از ادلهء حركت زمين بشمار است .

--> ( 1 ) - جلد 31 ص 47 تفسير خود .